كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
633
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ قُلْنا مِنْ بَعْدِهِ و گفتيم پس از غرق شدن فرعون لِبَنِي إِسْرائِيلَ مر فرزندان يعقوب را كه شما اسْكُنُوا الْأَرْضَ ساكن شويد در زمين كه ايشان مىخواستند كه شما را بيرون كنند فَإِذا جاءَ پس چون بيايد وَعْدُ الْآخِرَةِ وعده سراى ديگر يعنى قيامت شود جِئْنا بِكُمْ بياريم ايشان و شما را در حشرگاه لَفِيفاً جماعتى آميخته با هم پس حكم كنيم ميان شما به تميز سعداء از اشقياء وَ بِالْحَقِّ و به درستى كه أَنْزَلْناهُ فروفرستاديم قرآن را وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ و به راستى فرود آمده و در تبيان آمده كه با بمعنى على است و مراد از حق محمد ص است يعنى و على محمد ص نزل در مدارك آورده كه محمد بن سماك بيمار شده و قاروره او به طبيبى ترسا مىبرديم مردى نيكوروى و و خوشبوى جامه پاكيزه پوشيده بما رسيد و صورت حال پرسيد بوى گفتيم فرمود كه سبحان اللّه در مهم دوست خدا از دشمن خدا استعانت مىكنيد بازگرديد و بابن سماك بگوئيد كه دست خود را بر موضع وجع نه و بگو و بالحق انزلناه و بالحق نزل و از چشم ما غائب شد بازگشتيم و قصه بعرض شيخ رسانيديم دست بر آن موضع نهاد و اين كلمات بگفت فى الحال شفا يافت و گفتهاند آنكس حضرت خضر عليه السلام بوده بيت نى اثر حكمت راهى است اين * كار طبيبان الهى است اين وَ ما أَرْسَلْناكَ و نهفرستاديم ترا كه محمدى ص إِلَّا مُبَشِّراً مگر مژدهدهنده مطيعان را به ثواب وَ نَذِيراً و بيمكننده عاصيان را به عقاب سلمى رح فرموده كه مژده دهند آن را كه از ما روى بگرداند و بيمكننده آن را كه روى بما آرد يعنى بدكاران را بشارت دهد به سعت رحمت و كمال عفو ما تا روى بدرگاه ما آرند و نيكوكاران را انذار كند از اثر هيبت و جلال قهر ما تا بر اعمال خود اعتماد ننمايند وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ و پراكنده فرستاديم قرآن را يعنى آيت آيت و سوره سوره لِتَقْرَأَهُ تا بخوانى آن را عَلَى النَّاسِ بر مردمان عَلى مُكْثٍ بر طريق درنگ و مهلت چه آن براى حفظ آسانتر است و بفهم نزديكتر وَ نَزَّلْناهُ و فروفرستاديم آن را بحسب حوادث تَنْزِيلًا فروفرستادنى در مدّتى بست و سه سال قُلْ آمِنُوا بِهِ بگو مردمان را كه ايمان آريد به قرآن أَوْ لا تُؤْمِنُوا يا ايمان مياريد امر است بر سبيل تهديد يعنى ايمان شما به دو در كمال وى نمىافزايد و از عدم ايمان شما هيچ نقصانى به دو نمىرسد إِنَّ الَّذِينَ به درستى كه آنان كه أُوتُوا الْعِلْمَ داده شدهاند علم را مِنْ قَبْلِهِ پيش از نزول قرآن يعنى آنها كه كتب آسمانى خواندهاند و حقيقت وحى شناخته و امارت نبوت معلوم كرده چون ابن سلام رض و اتباع او از يهود و نجاشى و اصحاب او از نصارى يا طالبان دين چون سلمان رض و أبو ذر رض و ورقة بن نوفل و اضراب ايشان إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ چون خوانده شود قرآن بر ايشان يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ بيفتند بر زنخهاى خود يعنى بر رويهاى سُجَّداً در حالتى كه سجدهكنندگانند براى تعظيم امر خداى يا به جهت شكر انجاز وعده الهى كه در كتب خوانده بودند از ارسال محمد ص و انزال قرآن وَ يَقُولُونَ و گويند سُبْحانَ رَبِّنا پاك است پروردگار ما از خلاف وعده خود إِنْ كانَ به درستى كه هست وَعْدُ رَبِّنا وعده آفريدگار ما لَمَفْعُولًا هرآئينه كرده شده يعنى واقع است لا محاله .